بعضی دوستای ما نوشته بودن دلشون به حال خاتمی سوخت از بیلاخی که روز دوشنبه به ماتحتش رفت. بهنود که دیگه شورش رو درآورد و نوشت امیرکبیر و مصدق هم، زمان خودشون احترام ندیدن و بعد از خودشون سهمشون ادا شد.
اولن: آقای بهنود شما چه حقی دارین که خاتمی رو همطراز اسطورههای جاودانی ایران (امیرکبیر و مصدق) قرار میدین. اگه اونها هم به قول خاتمی، میخواستن مصلحت اندیشی کنن، که بیشتر دوام میآوردن. نه مثل خاتمی پوست کلفت که الان 8 ساله سرکاره. امیرکبیر به خاطر بچهای که واکسنش رو به موقع نزده بودن و مرده بود، زار زار گریه میکرد. خاتمی این همه قتل و شکنجه و کتک خوردن رو دید، چه گهی خورد؟ جز اینکه کتک زننده رو چاپلوسی میکرد و کتک خورده رو متهم به تندروی.
دومن: دوستایی که دلشون به حال خاتمی سوخته بود:
مگه دانشجوا چی گفتن؟ فوقش گفتن: "رای ما کوفتت بشه". به نظر من این دانشجوا خیلی هم آقایی کردن که فقط رای شون رو کوفت کردن. خیلی چیزهای دیگه هم باید کوفت خاتمی بشه: 8 سال حقوق و مزایایی که گرفته، 8 سال زمانی که از این ملت حروم کرد، فرصتهای داخلی و خارجی که تو این 8 سال از دست رفت و شاید دیگه تکرار نشه و بالاخره آه و ناله فقرایی که 8 سال دیگه هم طول کشید و دخترای معصومی که تو این 8 سال از سر فقر به فحشا کشیده شدن و و و .
سومن: دوستای نازک دل من، این تازه اولشه. برای اینکه ببینین آخرش چی میشه پیوند چند تا عکس از پایان چند تا دیکتاتور رو پایین نوشتم. بخصوص عکسهای موسولینی رو حتمن نگاه کنین. بعد از اون هم متنی جمع آوری کردم در مورد فقط یکی از خیانتهای خاتمی و هم لباسهاش در رابطه با نسل جوان. دلتون به حال این جوونها بسوزه نه به حال فریبکار و همکار ظالم.
۲۳ دقیقه قبل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر